حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
469
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
فرمانرواى هور دخالت نميكرد بغداد را نيز گرفته بود . بسال 388 ابو نصر پسر بختيار بخونخواهى پدر كه عضد الدوله او را كشته بود ، صمصام الدوله را بكشت . و كشاكش از ميان برخاست . در اين هنگام صمصام الدوله 35 سال داشت . بهاء الدوله سلطان الدوله 388 - 415 از پس قتل صمصام الدوله پسران بختيار بر فارس مسلط شدند و نور الدوله و حسام الدوله لقب يافتند اما بهاء الدوله بسال 389 ايشان را بشكست و فارس را گرفت و در شيراز طرفداران پسران بختيار را از ميان برداشت و جثه صمصام الدوله را از گور برآورد و در مقبره بويهيان خاك كرد . بسال 390 ابو نصر پسر بختيار كه از پس هزيمت فارس بديلمستان رفته بود بازگشت و بسيار كس از ديلم و ترك و زط همراه داشت و از فارس بكرمان رفت و با عامل بهاء - الدوله پيكار كرد و بيشتر آن ولايت را بگرفت . بهاء الدوله سپاهى فرستاد كه او را بشكستند و بكشتند و سرش را بنزد او فرستادند و قدرت بهاء الدوله بر فارس و كرمان مستقر بود تا بسال 403 بمرد و ابو شجاع سلطان الدوله جانشين او شد كه شمهاى از كار او و اختلافى را كه با قوام الدوله و مشرف الدوله داشت از پيش گفتهايم ، وفات وى بسال 415 بود . عماد الدوله ابو كاليجار 415 - 440 از پس مرگ سلطان الدوله ، ابو كاليجار پسرش در فارس بىمنازع نماند و پيوسته با ابو الفوارس عم خويش بر سر اين ولايت پيكار داشت تا بسال 447 بر آنجا تسلط يافت . ابن اثير ضمن حوادث سال 417 آورده كه نفوذ ابو كاليجار تا جنوب عراق بسط و يافت و مردم هور را كه شوريده بودند سركوب كرد و با ابو الفوارس فرمانرواى كرمان پيكار كرد و صلح شد كه كرمان از ابو الفوارس باشد و فارس را به ابو كاليجار واگذارد